هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت
 
قالب وبلاگ

مادربزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من
در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق
خمره دلم
بر ایوان سنگ و سنگ شکست
دستم به دست دوست ماند
پایم به پای راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانیم...

[ سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۸:۳٦ ‎ق.ظ ] [ مروارید ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من چه یادی دارم، چرا یاد من به وسعت تاریخ است، چرا همه انسانها در یاد من زندگی می کنند و من در یاد کسی نیستم، من چه یادی دارم!!!
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب