یغما گلرویی

تو رادوست‌ می‌دارم‌

و با تو

دیگَرَم‌ به‌ بیداری‌ِ این‌ گُستره‌ی‌ خاموش‌ُآدمیانش‌ نیاز

نیست‌ !

چرا که‌ تو چهارْفصل‌ِ سرزمین‌ِ منی‌ :

سردْتر اززمستان‌ِ سَقّزْ ،

گرم‌ْتر از تابستان‌ِ اهواز ،

سبزْتر از بهارِ لاهیجان‌ْ،

و مطلّاتر از پاییزِ برگ‌ْافکن‌ِ چی‌چست‌ْ !

/ 2 نظر / 6 بازدید
سحر

در حوالی شب پرسه میزدیم و از درز پنجره های کوچک ستارگان قطره قطره نور میچکد. "نجوای چند سایه زیر سپیدار و خیابانهای خالی از سلام و تبسمهای تلخ شب......." صدای شب فقط همین بود سکوت" ما از این جاده گذشتیم و هزاران هزار خاطره ره اورد این جاده هاست. بی انکه بدانم این همه بغض گره بسته در گلویم از چیست؟؟؟؟ غبار پیراهنم را میتکانم ......... تموم زندگیم لبریز میشه از حسرت سلام روز بخير خيلي قشنگ كلبه زيبات..دوست داشتي با قدمهاي گرم وصميمي ات به كلبه آبجي سحر هم سربزن ..اميدوارم اين رفت و آمدها ادامه داشته باشه و دوستاي خوبي براي هم باشيم...منتظرتم گلم اميدوارم هفته قشنگي رو پيش رو داشته باشي مهربون.......... [بغل][گل][بغل]

خورشيد

سلام عزيزم، مرسي كه بهم سر زدي، اميدوترم كه شما هم هميشه موفق باشي